تحليل ارتباطات چيست؟

احمد يحيايي ايله اي (دكتراي ارتباطات)

ارتباطات اجتماعي به عنوان يكي از علوم ميان رشته اي در انجام تحقيقات و پژوهش هاي ارتباطي از روش هاي گوناگون تحقيق در حوزه علوم اجتماعي بهره می برد. در جامعه ما عمده این روشها کمی هستند و متاسفانه این به یک سنت در محافل آکادمیک ما تبدیل شده است.

دلبستگي به روش تحليل محتوا به تدریج نوعي نگرش كمّي را بر انديشه محققان ارتباطی در جامعه ما حاكم كرده است. در جهان اما پس از انتشار آثار زليك هريس در اواخر دهه 50 و بخصوص وان دايك در اوایل دهه 70 "تحقيق گفتمان"به عنوان شيوه اي مقبول و مشهور در مطالعات ارتباطی و تحليل پيام هاي رسانه اي مطرح شده است.چه ; شناخت و درک عمیق از معناهای نهفته در متون ارتباطی ، مستلزم استفاده از روشهای تحلیل کیفی در این عرصه است . گربنر گفته است "توجه اصلي مطالعه در مورد ارتباط بر توليد، سازمان، تركيب بندي، ساختار، توزيع، تحول تاريخي و عملكرد سيستم هاي پيام در جامعه است."

با این مقدمه و با تاکید بر اینکه محققان ارتباطات با یکی از دو روش کمی ( تحلیل محتوا) یا کیفی ( تحلیل گفتمان) تاکنون به تحقیق در ارتباطات و بطور خاص تحقیق پیام پرداخته اند این مطلب توجه می دهد که بایستی همه جانبه تر از گذشته به تحلیل ارتباطات توجه کرد. زیرا بدون تحلیل تمامی فرایند یا فراگرد ارتباط نمی توان یک ارتباط را بنحوی کامل شناخت و مفهیم ظاهری و باطنی آن را کشف کرد.
ما برای شناخت کامل و برای تحلیل ارتباط نیازمند تحلیل فرستنده ، تحلیل پیام ، تحلیل کانال ارتباطی ، تحلیل گیرنده ، تحلیل تاثیرات ، تحلیل پارازیت و تحلیل شرایط وقوع ارتباط هستیم .

1- تحلیل فرستنده

در تحلیل فرستنده حداقل بایستی اعتبار فرستنده را مد نظر قرار داد . اعتبار فرستنده به موارد زیر وابسته است :

الف: قبل از برقراري ازتباط (اعتبار اوليه : ظواهر و سوابق)

ب : حين برقراري ارتباط(اعتبار ثانويه : عملكرد)

ج : بعد از برقراري ارتباط(اعتبار نهايي: اوليه + ثانويه)

2. تحلیل پيام ( روش مرسوم تحلیل محتوا با محوریت تحلیل پیام انجام می گیرد )

- در تحلیل پیام ما بایستی به تحلیل انواع پيام :

- في نفسه(اصلي)

- برداشتي(فرستنده)

- ارسالي(فرستنده)

- دريافتي(گيرنده)

- ادراكي(گيرنده) توجه کنیم.

3. تحلیل كانال (رسانه) با این پیش فرض مک لوهان که رسانه همان پیام است تاکید بر توانمندیهای ذاتی رسانه ها دارد و اینکه هرکدام از رسانه ها تاثیرات متفاوتی بر مخاطبان دارند ختی با پیام های مشترک . و تاثیرگذاری هرکدام از راههای ارتباطی فی ذاته متفاوت است. ارتباطات : رو در رو (كلامي و غير كلامي) ، رسانه هاي فردي(تلفن و ...) ، رسانه هاي جمعي(راديو و ...) و روشهای نوین ارتباطی در ذات خود افراد را به گونه های متفاوت جذب و به گونه های متفاوت بر آنان تاثیرگذار هستند.

4. تحلیل گيرنده

مخاطبان با دارا بودن تفاوت های فردی به گونه های متفاوت از فرستنده ، رسانه ، پیام و ... تاثیر پذیر هستند.

§         جنس(مرد و زن)

§         سواد(بيسواد / كم سواد / باسواد)

§         مذهب( اكتيو و پسيو)

§         فرهنگ

§         سن(خردسال / ميانسال / بزرگسال)

§         پايگاه (اجتماعي و اقتصادي) افراد سهم عمده ای در شدت و سرعت انتقال پیام دارند.

5. تحلیل تاثيرات

هرچند شدت، سرعت، جهت و قدرت تاثیرات ارتباطی به توانمندیهای فرستنده، نوع و اندازه پیام ، ویژگیها و شرایط گیرنده ، وجود پارازیت و نوع رسانه برمی گردد اما بیش از هر چیزی تحت تاثیر شدید شرایط زمانی ، مکانی و شرایط اجتماعی وقوع ارتباط است . همه این شرایط تاثیرات پيش بيني شده(تاثيرات آني) تاثیرات پيش بيني نشده(پيامد های آتی) را برای فرستنده و گیرنده و اجتماع در پی دارد.

6. تحلیل پارازیت

پارازیت های نرم افزاری ( ویژگیهای خاص فرستنده و گیرنده و ...) پارازیت های سخت افزاری ( مشکلات ارسال و دریافت پیام توسط رسانه ها و...) و پارازیت های ساختاری ( قوانین و مقررات و شرایط زمانی و مکانی ارتباط و ...) بایستی در تحلیل ارتباط مورد توجه قرار گیرد.

7. تحلیل شرایط وقوع ارتباط

تحلیل گر ارتباط بایستی به شرایط وقوع ارتباط بخصوص و بطور ویژه به شرایط زمانی و مکانی وقوع ارتباط توجه و تاکید داشته باشد.

 

پروپاگاندا و تکنیک انتقال (Transfer)

این فرآیند با توجه به نقش های فرستنده و گیرنده، این که چه کسی تبلیغ می کند، چه موقع تبلیغ می کند، کجا تبلیغ می کند، چه تبلیغ می کند و چرا تبلیغ می کند، آثاری مثبت یا منفی دارد. بنیان تبلیغ بر این استوار است که مخاطبان آنچنان متقاعد شوند که به ایده تبلیغ شده صادقانه و با خلوص هر چه تمامتر اعتقاد و باور داشته باشند و این ایده را متعلق به خود بدانند نه برگرفته از تبلیغات.

 

در جهانی زندگی می کنیم که محیط پیرامون ما را تبلیغات در بر گرفته و ظاهراً هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد. پدیده تبلیغات که جمع تبلیغ و به معنای ابلاغ و رسانیدن (پیام) است، به عنوان یک فرایند ارتباطی در نظر گرفته می شود. این فرآیند با توجه به نقش های فرستنده و گیرنده، این که چه کسی تبلیغ می کند، چه موقع تبلیغ می کند، کجا تبلیغ می کند، چه تبلیغ می کند و چرا تبلیغ می کند، آثاری مثبت یا منفی دارد. بنیان تبلیغ بر این استوار است که مخاطبان آنچنان متقاعد شوند که به ایده تبلیغ شده صادقانه و با خلوص هر چه تمامتر اعتقاد و باور داشته باشند و این ایده را متعلق به خود بدانند نه برگرفته از تبلیغات. تبلیغات در پی آن است تا افکار عمومی را به میل و سلیقه ی خود هدایت کند. بر این اساس هر تبلیغاتی آگاهانه دست کاری کردن اذهان و تفکرات اجتماعی برای همخوان و همراه کردن مردم با خود و ترغیب و مجاب کردن آنان به نوعی خاص از موضع گیری است زیرا اگر تبلیغات شدت یابد، افکار عمومی را که نتیجه ی بحث و انتقاد و جدل معتدل است، از کار می اندازد، ذهن ها را به قبول آرای حاکمان خود وا می دارد و جوامع را اسیر هیجان می سازد (دادگران، ۱۳۸۴، ص۱۱۹).

در زبانها و فرهنگها، از اصطلاح های گوناگونی به منظور بیان مفهوم تبلیغات استفاده می شود و تبلیغات را از لحاظ موضوع به دو نوع تجاری(advertising) و سیاسی(propaganda) تقسیم می کنند.

پروپاگاندا، به عنوان محمل پندارها و قالب های فکری سیاسی در هر نظام اجتماعی، نقش قانونی و پسندیده ای را بر عهده دارد که دستیابی به چنین هدفی مستلزم ایجاد سازمان ها در قالب سازمان تبلیغاتی با توجه به شرایط سیاسی خواهد بود (دادگران، ۱۳۸۴،ص ۱۲۲).

قبل از تعریف پروپاگاندا لازم است که مروری بر سیر تاریخی این اصطلاح داشته باشیم.

سیر تاریخی پروپاگاندا

پروپاگاندا اولین بار در سال ۱۶۲۲ میلادی، توسط پاپ گریگوری پانزدهم در واتیکان به کار رفت، او گروهی (مجمع مقدس ترویج ایمان) را برای تبلیغ و ترویج مسیحیت در بین اقشار وسیع جامعه و متقاعد کردن آنها برای گرویدن به دین مسیحیت، سازماندهی کرد (اسدی، ۱۳۷۱، ص ۱۹۱).

اصطلاح " پروپاگاندا" در آغاز نزد بسیاری از کاتولیک ها دارای یک مفهوم ضمنی و محترم بود اما سوء استفاده های بعدی از این لفظ به مرور از اعتبار آن کاست و جای آن را به تنفر نزد توده های مردم و افکار عمومی سپرد. در قرن هیجدهم و نوزدهم، واژه "پروپاگاندا" از انحصار فعالیت های مذهبی خارج و کاربرد آن در زمینه های اجتماعی، سیاسی و بازرگانی رایج شد. با گسترش دموکراسی و به ویژه حق رأی، این واژه به عرصه مبارزات انتخاباتی وارد شد.

در طول جنگ های جهانی اول و دوم، با گسترش دامنه رقابت های سیاسی و اقتصادی بین نظام های سرمایه داری، فاشیستی و کمونیستی به منظور سرعت بخشیدن به اهداف ایدئولوژی و تعقیب سیاست های امپریالیستی در خارج از مرزها بر حجم ، وسعت و کیفیت این نوع تبلیغات (پروپاگاندا) و ایدئولوژی به نحو چشمگیری افزوده شد (دادگران، ۱۳۸۴، صص ۱۱۹ ۱۱۸).

در قرن بیستم، با اختراع و تحول وسایل ارتباط جمعی جدید، انقلابی عظیم در شیوه ها و ابزار تبلیغاتی به وقوع پیوست که کاربرد آن در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نسبت به گذشته بی سابقه شد. در اوایل قرن بیستم، حزب نازی آلمان، چه قبل و چه بعد از گرفتن قدرت سیاسی، پروپاگاندا را در ابعادی جدید برای رسیدن به اهداف خود به کار گرفت. برای مثال، "ژوزف گوبلز" Gobelz عضو حزب نازی آلمان در سال ۱۹۳۳ میلادی از سوی آدولف هیتلر به عنوان وزیر تبلیغات معرفی شد که روش های تبلیغاتی گوبلز معروفیت جهانی دارد به گونه ای که گوبلز از اصطلاح رسانه های ارتباطی و آموزشی در جهت تحقق اهداف تبلیغات نازی استفاده کرد (پراتکانیس و آرستون ، ۱۳۷۹، ص۱۹).

در دوران جنگ سرد نیز، وقوع انقلاب های سیاسی به ویژه در کشورهای جهان سوم به ماهیت تبلیغات به عنوان هنر مبارزه نگریسته شد و بار ارزشی خاصی به آن بخشید.

تعریف تبلیغات پروپاگاندا

واژه "پروپاگاندا"(propaganda) از ریشه لاتین پروپاگاره(propogare) مشتق شده است. کلمه پروپاگاره به معنای «پخش کردن»، «نشا کردن» و «چیزی را شناساندن» است که در واقع سه مرحله کاشت، داشت و برداشت را نشان می دهد(محسنیان راد،۱۳۸۴، ص۳۲۴).

در اصطلاح تعاریف متفاوتی از تبلیغات/ پروپاگاندا از سوی اندیشمندان و صاحبنظران ارایه شده است که در ذیل اشاره می شود:

نصر در تعریف تبلیغات گفته است:

"تبلیغات کاربرد هر یک از شکل های برقراری ارتباط است که بر پایه ی برنامه ریزی هدفدار استوار باشد و در جهت تأثیر بر افکار، احساسات و اعمال گروه های معینی به منظوری خاص، صورت گیرد" (نصر، ۱۳۸۵، ص ۴۲۶).

به نظر جاووت و اودانل، تبلیغات تلاشی است سنجیده و منظم برای شکل دادن به ادراک ها، ساختن یا دستکاری کردن شناخت ها و هدایت رفتار برای دستیابی به پاسخی که خواسته ی مورد نظر مبلغ را تقویت می کند. تبلیغ تلاشی برای برقراری ارتباط مستقیم و هدایت شده با هدفی از پیش تعیین شده است (سبیلان اردستانی، ۱۳۸۱،ص ۲۲۲).

کیمبال یونگ تبلیغات را اینگونه تعریف می کند: "تبلیغات عبارت از بهره گیری کم و بیش عمدی، منظم و طراحی شده از نشانه ها است که به عمد از طریق تلقین و تکنیک های روانی مناسب انجام می شود و با هدف تغییر و کنترل افکار، عقاید، ارزش ها و در نهایت تغییر رفتار آشکار افراد به سوی مسیر تعیین شده همراه است" (هالستی، ۱۳۷۲،ص ۹۶).

ژاک الول در تعریف پروپاگاندا می نویسد:

"پروپاگاندا" شامل تکنیک هایی می شود که بوسیله یک دولت، یک حزب، یک سازمان یا یک گروه فشار برای تغییر رفتار عامه و تأثیر بر آنها به کار برده می شود. در تبلیغات شیوه ها، حساب شده و جزئی است، اهداف مشخص و در عین حال محدود است و سرانجام موضوعات مورد تبلیغ غالباً سیاسی است. او در مورد اینکه تبلیغات علم است یا تکنیک؟ معتقد است که بی هیچ شکی تبلیغات تکنیک است ولی یک تکنیک مدرن؛ یعنی برپایه یک یا چند شاخه از علم قرار گرفته است. به نظر الول، تبلیغات به خودی خود وجود نخواهد داشت ولی بدون آن هیچ چیزی اتفاق نخواهد افتاد. او تبلیغات را به عنوان یک پدیده ویژه می داند که در همه کشورها از ماهیت یکسانی برخوردار است (همایون،۱۳۷۴،صص ۸۵ ۸۰).

لی در سال ۱۹۴۵ در مقاله ای در مجله جامعه شناسی آمریکا تأکید می کند که هر فرآیند ارتباطی می تواند پروپاگاندا باشد. به این معنا که اگر در فرآیند ارتباط، مخاطب با ایده ی مطرح شده در پیام موافق باشد، آن را پروپاگاندا فرض نمی کند اما اگر با آن مخالف باشد، آن را نوعی پروپاگاندا می بیند.

محسنیان راد قبل از تعریف پروپاگاندا، آن را با آموزش (education) مقایسه کرده است:

"تفاوت پروپاگاندا با آموزش در این است که آموزش در تلاش برای ایجاد استقلال فکر و استقلال نظر و بردن مخاطب به حوزه ی اندیشه و اندیشه ورزی است؛ در حالی که پروپاگاندا در تلاش برای ساختن افکار و نظریات حاضر و آماده برای توده های مردم است؛ توده هایی که مرجح است در مقابل افکار پیشنهادی به سوی اندیشه ورزی نروند و مطیع اندیشه سازی پروپاگاندیست شوند و اگر اندیشمندان تلاش کنند که آنها را به سوی اندیشه ورزی برند، سرکوب شوند.

اندیشمندان، میل به آموزش دارند و هدف آموزش، ایجاد تحول تدریجی است؛ در حالی که پروپاگاندیست، نتایج سریع و فوری را دنبال می کند. آموزش می خواهد به مردم یاد دهد که چگونه فکر کنند، در حالی که پروپاگاندیست به مردم یاد می دهد که به چه چیزی فکر کنند. سرانجام آموزش وقتی موفق است که ذهن مردم باز شود و پروپاگاندا وقتی موفق است که ذهن مردم را به آنچه که مایل نیست، ببندد. پروپاگاندا بیشتر احساسات و عواطف را هدف قرار می دهد؛ در حالی که آموزش، ادراکات را نشانه می گیرد". وی پروپاگاندا را به عنوان فرآیند یا فراگرد مطرح کرده و تعریف زیر را ارایه داده است:

"پروپاگاندا، فرآیند به کارگیری سازمان یافته فنون برای تغییر سطوح مختلف شناخت(cognition) منتسب به جمعیت های انسانی در راستای ارزش های مورد نظر است" محسنیان راد، ۱۳۸۴، صص۷۶۱ ۷۶۰).

تکنیک انتقال(Transfer) در پروپاگاندا

تبلیغات در مجموع برای اثر گذاردن بر مخاطب از هنرهایی نظیر نقاشی، سینماتوگرافی، ادبیات، موسیقی و نیز دانش جامعه شناسی، روان شناسی و مردم شناسی بهره می گیرد(دادگران، ۱۳۸۴، ص ۱۲۴).

پروپاگاندیست ها در تلاش هستند تا با استفاده از قواعد و تکنیک های خاص به هدف پروپاگاندایی خود برسند و در این راستا از روش های مختلف بهره می برند. یکی از این تکنیک ها، قاعده انتقال(Transfer) است که در تبلیغات تجاری هم کاربرد دارد. قاعده انتقال را به صورت زیر تعریف کرده اند:

انتقال(Transfer) قاعده ای است که به موجب آن احترام، اقتدار، اعتبار و بالعکس، عدم احترام، عدم اقتدار و عدم اعتبار از یک پدیده، شخص یا چیزی به یک پدیده، شخص یا چیز دیگر انتقال داده می شود؛ به عبارت دیگر، دو محرک با یکدیگر ارسال و خصلت های یک محرک به محرک دیگر تعمیم داده می شود( محسنیان راد،۱۳۸۴، ص۳۰۱).

در این روش گاهی پروپاگاندیست برای متقاعدکردن مردم در امر سیاسی از زبان نویسنده ی مشهور یا سیاستمداریمعروف یا فردی که مورد اعتماد جامعه است، مردم را مورد خطاب قرار می دهد(دادگران، ۱۳۸۴، ص۱۲۵).

این قاعده مشتمل برپیوند غیر منطقی بین یک موضوع با موضوع دیگر است که عموماً به صورت مثبت یا منفی تصور می شود. این تکنیک در ابتدا از سوی مؤسسه تجزیه و تحلیل پروپاگاندا در سال ۱۹۳۸ مورد استفاده قرار گرفت. از این قاعده اغلب در علم سیاست و در طول جنگ استفاده می شود (www.propoganda۱۰۱.com).

در این قاعده، پروپاگاندیست از نشانه ها، بازگویه ها و تصاویر مربوط به افراد مشهور استفاده می کند تا یک پیام را نه صرفاً در ارتباط با آنها منتقل کند. در واقع پروپاگاندیست برای متقاعد کردن مخاطبان سعی می کند از چیزی که مورد احترام و توجه آنها است، استفاده غیر مستقیم کند. برای مثال، با استفاده از تصاویر میهن دوستی و مذهبی که بیشتر مورد توجه مخاطبان است، احساسات و عواطف آنها را مورد هدف قرار داده و پیام را منتقل می کند.

 

در قاعده انتقال، نشانه ها به طور ثابت مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال، صلیب نشان دهنده کلیسای مسیحیت است. پرچم نماینده یک ملت است و آن را بازنمایی می کند. کاریکاتورها ( برای مثال، کاریکاتور عمو سام Uncle Sam) نشان دهنده وفاق و اجماع افکار عمومی است. در واقع استفاده از این نشانه ها باعث برانگیختن و تحریک عواطف می شود. یک کاریکاتوریست در آمریکا، با نشان دادن کاریکاتور عمو سام که پرداخت بودجه برای کمک به بیکاری را مذمت می کند، در تلاش است تا نشان دهد که کل ایالات متحده آمریکا هزینه های مربوط به اعانه و کمک را زشت می شمارند. و یا کاریکاتوریست با طراحی عمو سام که بودجه مشابه / یکسان را می پذیرد، سعی می کند احساسی را ایجاد کند که مردم آمریکا بودجه یکسان را قبول دارند. پس قاعده انتقال، برای انتقال دو منظور موافق و مخالف با عقاید و باورها به کار می رود.

گاهی اوقات از اصول علمی هم برای انتقال پیام استفاده می شود:

گروه های طرفدار محیط زیست، برای جلوگیری از نابودی زیست گاه طبیعی گونه های گیاهی، یک آگهی تلویزیونی را طوری تهیه می کنند که طی این برنامه، یک دانشمند با پوشیدن روپوش سفید رنگ آزمایشگاهی، نتایج و پیامد های شگرف مربوط به تغییر زنجیره غذایی را با نابودکردن این زیست گاه نشان می دهد.

پروپاگاندیست تلاش می کند تا شهرت/ وجهه " علمی" یا " پزشکی" را به یک پروژه ویژه و یا مجموعه ای از باورها انتقال دهد. برای مثال، یک شعار برای قرص ضد سرفه مخاطبان را ترغیب می کند تا از " مجموعه های طبی/ پزشکی دیدن کنند. یا در آگهی های بازرگانی، هنرپیشگان با پوشیدن روپوش های سفید رنگ آزمایشگاهی، به مخاطبان می گویند که " مارک/ برند x ، مهمترین تسکین دهنده درد است که می توانند آن را بدون نسخه پزشک هم خریداری نمایند (www.propogandacritic.com).

در پروپاگاندا، وقتی یک فعال سیاسی سخنرانی خود را با یک دعای عمومی قطع می کند، در واقع تلاش می کند اعتبار مذهبی(دینی/ اعتقادی) را به عقاید و دیدگاه هایی انتقال دهد که خودش از آن دیدگاه طرفداری و جانبداری می کند. مذهب شناسان آزادیبخش جناح چپ در سخنرانی های خود و فعالان مذهبی جناح راست نیز در خطابه های خود از قاعده انتقال استفاده می کنند.

آلفرد لی معتقد است" حتی نژادپرست های ضد علمی عادت دارند با واژگان و کلمات بحث های خود را آب و تاب دهند و با تصاویر برگرفته از کارهای علمی و مثال های مناسب به هدف خود برسند. برای مثال، پروپاگاندای آلمان نازی، سیاست های نژادپرستی را با متوسل شدن به علم و مذهب توجیه کرد (www.propogandacritic.com).

اگر به زمان سلطه بنی امیه بر جهان اسلام برگردیم، خواهیم دید که در آن زمان هم یک سازمان تبلیغاتی منسجم و با برنامه که سهم عمده ای از عملیات آن در ایران عمل می کرد، توانست از نیروی پروپاگاندا برای سقوط حکومت صد ساله آنان استفاده کند که ایرانیان توانستند بر امویان پیروز گشته و خلافت را به عباسیان بدهند که در این جابجایی قدرت، نقش پروپاگاندا به مراتب بیشتر از نیروی رسمی نظامی بوده است. پس از شهادت حضرت علی (ع) و در پی آن، شهادت امام حسین (ع)، مردمانی که از خلافت امویان ناراضی بودند، به بازماندگان حضرت علی (ع) و بازماندگان عباس(عموی بازمانده پیامبر) امید بستند. از این بازماندگان یکی پسر امیرالمؤمنین (ع) و برادر امام حسن (ع) و امام حسین (ع) به نام محمد بود که او را محمد حنفیه ( مادرش از اهالی قبیله ی حنفیه محسوب می شد) می نامیدند که آنها برای مبارزه بر ضد بنی امیه از قیام مسلحانه استفاده کردند. اما گروه دوم؛ بازماندگان عباس، به جای قیام مسلحانه به ارتباطات روی آوردند و کار خود را به شیوه ای خاص، از سال ۱۰۰ ه. ق. آغاز کردند. مغز متفکر این طرح، محمد، یکی از نوادگان عباس بود. او نقش یک متخصص هوشمند تبلیغات را به عهده گرفت و با چند تدبیر که مهمترین آن، استفاده از قاعده " انتقال/ transfer" بود، توانست پروپاگاندای خود را به جلو ببرد. او برای اجرای طرح های خود، از یکی از موالیان ایرانی (ابو مسلم خراسانی) استفاده کرد؛ مردی که تاریخ او را ایفاگر نقش اصلی سقوط امویان و انتقال قدرت از آنان به نوادگان عموی پیامبر گرامی اسلام ( عباسیان) می داند (محسنیان راد، ۱۳۸۴، ص۳۰۱).

مثال دیگری از این قاعده را در تحلیل گزارش کارشناسی آخرین دادگاه مدعی انرژی درمانی در ایران مطرح می کنیم که به نقل از خبرگزاری فارس می باشد. طی این تحلیل، آمده است که مدعی انرژی درمانی برای دفاع از خود در دادگاه به گواهی ها و تأییدیه هایی از سوی برخی از مراکز خارج از کشور دال بر تأیید ادعاهای خود اشاره کرده است؛ در واقع در اینجا از شیوه " انتقال" در پروپاگاندا استفاده شده است. به طوری که برای اعتبار این موضوع (انرژی درمانی) از نام چندین مرکز رسمی و غیر رسمی برای اثبات مقبولیت جهانی انرژی درمانی استفاده کرده و اعتبار آنها را به این موضوع انتقال داده است.

نتیجه گیری

از آنچه گفته شد نتیجه می گیریم که از دیر باز پروپاگاندا به عنوان ساز و کار مطلوب و مناسبی برای حکومت ها در دستیابی به اهداف مورد نظرشان بوده است. نحوه نفوذ در افکار عمومی و نیز جهت دهی به آن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. پروپاگاندیست زمانی می تواند به وظیفه ی پروپاگاندایی خود عمل کند که بتواند مناسب ترین قاعده و روش را انتخاب کند. در واقع او همواره سعی می کند از تکنیکی مناسب برای جهت دهی مخاطبان استفاده کند و در این رهگذر، تکنیک انتقال هم یکی از چندین تکنیک کاربردی در پروپاگاندا به شمار می رود. در نهایت می توان گفت تکنیک مناسب به مثابه سلاح برنده و تیز پروپاگاندیست است که او را در رسیدن به هدف (نفوذ در افکار مخاطبان)یاری می کند.

نویسنده: مژگان - گوزل زاده

منبع: سایت - مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای همشهری

فهرست منابع

۱- اسدی، علی (۱۳۷۱). افکار عمومی و ارتباطات؛ تهران: انتشارات سروش، اول.

۲- دادگران، محمد (۱۳۸۴). افکار عمومی و معیارهای سنجش آن؛ تهران: انتشارات مروارید، اول.

۳- محسنیان‏راد، مهدی (۱۳۸۴). ایران در چهار کهکشان ارتباطی؛ تهران: انتشارات سروش، اول.

۴- سبیلان اردستانی، حسن (۱۳۸۱). «تبلیغات در خبر»؛ فصلنامه پژوهش و سنجش؛ شماره ۳۲؛ سال نهم، زمستان ۱۳۸۱.

۵- هالستی، کی‏جی (۱۹۹۲). تبلیغات و نقش آن در سیاست خارجی ترجمه حسین حسینی، تهران: انتشارات دانشگاه امام حسین ۱۳۷۲.

۶- همایون، محمد هادی (۱۳۷۴). تبلیغات یک واژه، در دو حوزه فرهنگ؛ تهران: سازمان تبلیغات اسلامی

۷- صلاح، نصر (۱۳۸۰). جنگ روانی (کلامی)، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، تهران: سروش.

۸- پراتکانیس، آنتونی، آرستون، الیوت (۱۳۷۹). عصر تبلیغات، مترجمان کاووس سید امامی و محمد صادق عباسی، تهران: انتشارات سروش

نگاهي به شگردهاي ضدانتخاباتي رسانه‌هاي بيگانه

رسانه‌هاي بیگانه همزمان با آغاز فعالیت‌های انتخاباتی تلاش‌های خود را برای اثرگذاری برشناخت، نگرش، رفتار و عکس‌العمل‌ مردم ایران افزایش داده‌اند. آن‌ها در تمام مراحل ثبت‌نام احراز صلاحیت و تبلیغات انتخاباتی از شگرد‌ها و شیوه‌های تعریف شده‌ای استفاده می‌کنند؛ یکی از روش‌های رایج این رسانه‌ها القای افسردگی، ناامیدی و ایجاد تزلزل در روحیه مردم است، روش‌هایی مثل سلب اعتمادبه‌نفس، احساس عدم خودکفایی، ایجاد روحیه رخوت و سستی، کاهش روحیه مقاومت، میل به سازش، پشیمانی از گذشته، اعتراض به آینده، ملامت‌ شعارها، عدم اعتماد به رهبران.رسانه‌‌های بیگانه تصاویری نامطلوب و نامتوازن از موقعیت و اوضاع جامعه ارائه می‌دهند و متقابلاً آرزوها و ایده‌‌آل‌های فرد یا جامعه را دور از دسترس می‌نمایانند.آنها از دو شیوه بزرگ‌نمایی نقاط ضعف و کوچک‌نمایی نقاط مثبت استفاده می‌کنند که به کاهش عاطفه، افزایش خشونت و سوءظن در افراد منجر می‌شود و افسردگی را القا می‌کنند.در روش دیگر دشمن با بزرگ‌نمایی فعالیت‌های یک جریان سیاسی مطرح در کشور، در تلاش است که نقش مردم را برای تغییر اوضاع غیراثرگذار جلوه دهد تا به این طریق از مشارکت آنان در انتخابات بکاهد برخی از شگرد‌های ضدانتخاباتی رسانه‌های غرب به شرح زیر است.

مخدو‌ش‌سازی نحوه برگزاری انتخابات: فضای تبلیغی رسانه‌های بیگانه درباره انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم تخریب عملکرد شورای نگهبان در احراز صلاحیت نامزدهای انتخابات است. بر همین اساس، مخدوش‌سازی نحوه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری محور جوسازی قرار گرفته است و در این زمینه ادعا می‌شود که «این رد صلاحیت‌ها نشان می‌دهد که انتخابات در ایران نه‌تنها آزاد، سالم و عادلانه نیست، بلکه از انتخابات رقابتی هم فاصله گرفته است!» این رسانه‌ها از سویی به‌دنبال فرصت برای نوعی اغتشاش‌آفرینی مانند سال 88 هستند و از طرف دیگر از احتمال خلق یک حماسه سیاسی هراس‌ دارند. آن‌ها در مراحل بعدی درصددند که نقش بی‌طرف شورای نگهبان در تبلیغات انتخاباتی و شمارش آرا را مورد توجه قرار دهند و حیثیت آن را مورد سؤال قرار بدهند.

پرونده‌سازی: یکی از تلاش‌های رسانه‌های بیگانه علیه مقامات کشورمان و حتی فضاهای سیاسی، حماسی، ایجاد پرونده‌های دروغین برای سردرگمی و ایجاد یأس و دلهره در میان مردم ایران است. در این شگرد که در مسائلی مانند انتخاب آیت‌الله شاهرودی برای ریاست قوه‌قضائیه نیز سابقه داشته است، درصددند که با استفاده از بدنام‌سازی و برچسب‌زنی، برخی از فعالان و مسئولان را از دایره رقابت و خدمت به مردم حذف کنند. در روزهای گذشته رسانه‌های صهیونیستی اعلام کردند که دو نامزد از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری ایران تحت پیگرد اینترپل هستند. شبکه تلویزیونی صهیونیستی جوئیش نیوز مدعی شد که علی‌اکبر ولایتی و محسن رضایی به دلیل اتهام مظنون به دست داشتن در بمب‌گذاری در مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس تحت تعقیب هستند. این در حالی است که این یک هوچی‌گری بین‌المللی از سوی سازمان تروریستی موساد است و دارای جنبه حقوقی و بین‌المللی نیست.

کاهش نقش: نفوذ و نقش جمهوری اسلامی ایران در عرصه روابط بین‌الملل یک نقش گره‌گشا و پویا و حامی مستضعفان و ضدصهیونیسم بین‌الملل است و در حالی که نظرسنجی‌های متعددی پیش از انتخابات از سوی مؤسسه‌های آمریکایی مثل گالوپ اخذ شده که حاکی از دیپلماسی عمومی موفق ایران در کشورهای منطقه و جهان است، اما مؤسسه سلطنتی بی‌بی‌سی ادعا کرد بنا بر یک نظرسنجی جهانی به سفارش این شبکه از 26 هزار نفر خواسته شده است 16 کشور را از لحاظ تأثیر مثبت یا منفی که بر امور بین‌الملل دارند رتبه‌بندی کنند، که آلمان با بیشترین تأثیر مثبت در مقام اول قرار گرفته و ایران نیز در مقام آخر است!

از منظر القایی این رسانه‌ در راستای تخریب وجهه بین‌المللی جمهوری اسلامی و ایجاد یأس و دلسردی و در عین حال ناامید کردن مردم در بهبود وضع بین‌المللی ایران است.تاکتیک کاهش نقش مثبت و یا افزایش نقش منفی همواره در بحران‌های ملی و بین‌المللی از سوی بی‌بی‌سی جابه‌جا و القا می‌شود.

عبوراز بحران: رسانه‌های غرب در تاکتیک «عبور از بحران» به‌دنبال آن هستند که مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران را گرفتار بحران‌های متعدد داخلی و خارجی نشان دهند و در نهایت راهکار عبور از این بحران‌ها را ارائه کنند؛ آن‌ها درصددند با این شیوه به مخاطب القا کنند که تنها راه نجات شما برای عبور از بحران مسیری است که رسانه‌های بیگانه القا می‌کنند. مثلاً شبکه «من و تو» در تاریخ (3/3/92) چالش‌های داخلی و بین‌المللی ایران را برنامه هسته‌ای، تحریم‌های غرب، بحران سوریه، اوضاع اقتصادی ایران، معترضان داخلی و ... عنوان می‌کند.

بنابراین این رسانه‌ ادعا می‌کند یکی از راهکارهای نظام ایران به منظور مقابله با مخالفان استفاده از توان نظامی و مالی سپاه پاسداران است! ‌رسانه مزبور تلاش دارد عمده چالش‌های داخلی و بین‌المللی ایران را در آستانه انتخابات ناشی از این راهبردها عنوان کند و نظام را در مسیر برخورد به جای تعامل در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی نشان دهد. بر همین مبنا است که با برجسته‌نمایی برخی جایگاه‌ها یا انتقال برخی از بحران‌های غرب به ایران به دنبال آن است که راهکار عبور از بحران را نزدیک شدن مردم به نامزدهای طالب سازش با آمریکا و کوتاه آمدن از مسیر عزت‌بخش انقلاب اسلامی القا کند.

امنیتی سازی: در تاکتیک امنیتی‌سازی رسانه‌های بیگانه به‌دنبال این هستند که فضای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور را یک فضای ضد دموکراتیک و ضدانتخاب آزاد و آگاهانه قلمداد کنند تا به این وسیله مشروعیت انتخابات را زیر سؤال ببرند. شبکه صدای آمریکا (4/3/92) برای القای امنیتی شدن فضای پیش از انتخابات به نشانه‌سازی روی‌آورده است. بر اساس فضای تبلیغاتی این شبکه پس از رد صلاحیت هاشمی و مشائی این احتمال وجود دارد که اعتراضات آنها هم پیش از انتخابات کشور را فراگیرد و از این رو حاکمیت با امنیتی کردن فضای کشور درصدد جلوگیری از سازماندهی روز اعتراض است. نشانه‌هایی که این شبکه برای شگرد خود نمایان می‌کند عبارت است از: دستگیری یک گروهک تروریستی، اعدام دو جاسوس و افزایش گشت‌های ویژه پلیس.

در همین حال برخی از جریان‌های داخلی شگرد امنیتی کردن فضای انتخابات که از سوی رسانه‌ها کلید خورده است را تقویت می‌کنند. سایت دویچه‌وله فارسی (4/3/92 ) با استناد به گزارش‌های سایت نزدیک به دولت (شبکه ایران) نوشت: رسانه‌های نزدیک به دولت محمود احمدی‌نژاد در روزهای اخیر از بازداشت شماری از هواداران دولت خبر داده بود. این بازداشت‌ها پس از رد صلاحیت مشائی صورت گرفته است. شبکه ایران در گزارشی تحت‌عنوان «موج دستگیری‌های اخیر حامیان دولت با چه مجوزی؟!» نوشت: در روزهای اخیر و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری موجی از دستگیری‌های بدون توجیه و غیرمنطقی حامیان گفتمان انقلاب اسلامی و دولت عدالت‌محور در برخی استان‌ها به راه افتاده است، این اقدامات خودسرانه با چه حجت شرعی انجام می‌شود؟

جابه‌جایی در اولویت: در این شگرد، رسانه‌های بیگانه سعی کرده‌اند که اولویت‌ها و اهمیت انتخابات ریاست‌جمهوری را برای مردم ایران جابه‌جا کنند تا در نهایت به جابه‌جایی در انتخابات منتهی شود. یکی از اولویت‌های فرعی و کاذبی که رسانه‌های بیگانه به آن دامن داده و برخی از رسانه‌های داخلی و ملی و حتی نامزدهای ریاست‌جمهوری آن را پرورش داده‌اند، رابطه با آمریکا است، این در حالی است که اصول سیاست خارجی توسط رهبر انقلاب تعیین می‌شود. رسانه‌های بیگانه درصدد بوده‌اند که همه مشکلات کشور را ناشی از عدم ارتباط با آمریکا معرفی کنند و به دنبال نامزدی باشند که بتواند این گرایش خود را به آمریکا برای حل‌المسائل ایران معرفی کند. خبرگزاری آسوشیتدپرس (7/3/92) در پاسخ به این پرسش که آیا انتخابات ریاست‌جمهوری اهمیت دارد؟ می‌نویسد: بله این انتخابات اهمیت دارد، اما اهمیت آن به گونه‌ای است که بسیاری از ایرانی‌ها گمان می‌کنند نیست، رئیس‌جمهور ایران نمی‌تواند نقش مهمی در سیاست‌های جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته‌ای، رابطه تهران با آمریکا یا برنامه‌های نظامی ایفا کند. رئیس‌جمهور نمی‌تواند تغییرات اساسی به وجود آورده یا امتیازات جدی بدهد. شورای روابط خارجی آمریکا نیز در مطلبی وضعیت‌های مختلف ایران را در این انتخابات می‌سنجد. این شورای راهبردی معتقد است: این انتخابات از آنجا اهمیت دارد که مسیر ایران را پس از چند سال آشفتگی دوباره تنظیم می‌کند. رئیس‌جمهور آینده می‌تواند مردم ایران را درباره توافق عادلانه با آمریکا متقاعد کند.

عاطفی کردن سوژه‌ها: رسانه‌های بیگانه و به خصوص انگلیس از کدها و نماهایی برای تحریک عواطف و احساسات مردم ایران و جهان در راستای پروژه ضد انتخاباتی بهره می‌گیرد تا شاید به این بهانه نظام را درگیر بحران مقبولیت و مشروعیت معرفی کند. یکی از شیوه‌های این تکنیک تماس تلفنی با برخی از مادران کشته‌شدگان حوادث فتنه 88 است. بی‌بی‌سی صدای پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی را پخش می کند. در این تکنیک بی‌بی‌سی می‌کوشد که نظام را در یک محکمه رسانه‌ای با اشک‌ها و ناله‌های یک مادر محاکمه کند و به تشدید فضای تقابل مردم و نظام دامن بزند. بی‌بی‌سی همچنین درباره حوادث 88 مستندی از مخملباف را نشان می‌دهد و به خونخواهی کشته‌شدگان فتنه به عنوان یک وکیل سیاسی رسانه‌ای قدعلم می‌کند! این در حالی است که بی‌بی‌سی یکی از متهمان اصلی فتنه 88 است و تنها رسانه‌ای است که دارای نقش مستقیم در تحریک و آشوبگری و ارتباط با سران فتنه بود.

کشش سوژه: در این شگرد رسانه‌های غرب همواره به دنبال آن بوده‌اند که هرگاه مباحث مربوط به انتخابات، ریاست‌جمهوری، نفوذ جمهوری اسلامی ایران و مباحث اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را به میان می‌آورند، اشاره‌ای هر چند کوتاه به سوژه مورد نظری که چهره جمهوری اسلامی را تخریب می‌کند داشته باشند. در حالی که در انتخابات 88 بیش از 85 درصد مردم در انتخابات شرکت داشتند، اعتراضات گروهی آشوب‌طلب که با تحریکات بیگانه به خیابان‌ها آمدند که تصویری از چهره دموکراتیک ایران نشان دهند و عملاً انتخابات 85 درصدی را به فراموشی بسپرند. اکنون در این انتخابات به مناسبت هر موضوعی اغتشاشات سال 88 را کشش می‌دهند که اولاً نظام را وادار به دادن امتیاز به گروه‌های اپوزیسیون کنند و در ثانی در صورت عدم بروز هرگونه حاشیه‌ای فضای امنیتی و پلیسی را در انتخابات مطرح کنند.خبرگزاری آسوشیتدپرس اعتراض یا عدم اعتراض در انتخابات آینده را اینگونه تحلیل می‌کند؛ با سال‌ها سرکوب و بازداشت باعث شده است که مخالفان نظام حاکم در ایران بسیار منزوی شوند. به نظر می‌رسد حتی جناح‌های ناراضی قدرتمند نیز تمایلی برای به راه انداختن تظاهرات خیابانی ندارند، آنها می‌دانند هرگونه اعتراض و تظاهرات خیابانی با سرکوب شدید و تند از سوی نیروهای امنیتی مواجه خواهد شد.

این در حالی است که اعتراضات خیابانی اساساً دارای منشأ واقعی نبود و هنگامی که پشت پرده‌های این نمایش در عرصه عمومی مشخص شد، قدرت اغتشاشات بعدی نیز فروکش کرد.به نظر می‌رسد با وجود عدم توانایی ضدانقلاب و مخالفان نظام در ایجاد یک اغتشاش به وسعت سال‌های گذشته آنها درصددند که با کشش دادن به سوژه سال 88 این انتخابات را هم تحت‌الشعاع آن لااقل از طریق رسانه‌ای قرار دهند.آزاد و ناآزاد: رسانه‌های غربی با استفاده از شگرد عدم آزادی انتخاب‌کننده، انتخاب‌شونده و انتخاب‌گر در مسائل ایران همواره فرایندهای آزادیخواهانه ایران را که در بسیاری از کشورهای جهان مغفول مانده است مورد بدگمانی قرار می‌دهند.شبکه صدای آمریکا در تاریخ (6/3/92) این شائبه را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که این انتخابات آزاد و رقابتی نیست. صدای آمریکا ضمن طرح گزاره‌های خبری هدفمند اظهارنظرهای داخلی درباره آزاد و منصفانه بودن رقابت‌های انتخاباتی در ایران را مطرح می‌کند و می‌کوشد درستی این گزاره‌ها را زیر سؤال ببرد. صدای آمریکا به این منظور می‌کوشد انتخابات ایران را با معیارها و موازین بین‌المللی بسنجد، بخش‌هایی از اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه اتحادیه بین‌المجالس را که ظاهراً تعریفی از انتخابات آزاد دارند را بازخوانی کند، اما گویا فراموش کرده است که به این سؤال جواب بدهد که چرا فقط دو حزب در آمریکا حق انتخاب ریاست جمهوری را آن هم با قدرت حزبی دارند و یا اینکه علت حمایت آمریکا از کشورهایی که اساساً با انتخابات بیگانه‌اند چیست؟

نتیجه‌گیری

شگردهای رسانه‌های غربی برای ایجاد فضای سرد آنگونه آشکار نیست که بسیاری از مردم بتوانند با آن مقابله کنند، اما کارشناسان، سخنرانان و نخبگان برای مقابله باید جنبه‌های تبلیغات سیاه آنها را پیدا و افشا کنند و پس از بررسی آنها موارد کذب و شایعه را کشف نمایند و با استفاده از ویژگی‌های مؤثر در زمینه ارتباطات به افشای موارد دروغ و اهداف پنهان آنها بپردازند.در برخی از موارد رسانه‌های بیگانه از تبلیغات سیاه و خاکستری استفاده نکرده‌اند، اما پخش پیام آنان موجب تأثیر منفی بر افکار عمومی می‌شود. در این موارد نیز مطالب نادرست، تحلیل‌های غلط و کذب آنان که در گذشته اثبات شده است، باید به جامعه مخاطب رسانده شود.